• وبلاگ : تمام ناتمام مهديسا
  • يادداشت : انديشناک
  • نظرات : 0 خصوصي ، 1 عمومي

  • نام:
    ايميل:
    سايت:
       
    متن پيام :
    حداکثر 2000 حرف
    كد امنيتي:
      
      
     
    + تمام ناتمام تو 
    صندلي فرسوده ات...
    آه
    کاش همان صندلي فرسوده ات مي بودم
    به رويم نشسته
    و به ماه خيره گشته
    و من در خيره شدنت به ماه، به ماهم خيره مي شدم

    اينک اما چيستم
    جز دو سه خط فرياد
    جز حجمي از نفرت
    جز چوبهايي که ديگر سر هم نمي شود
    صندلي فرسوده هم نمي شود

    اگر دلت هواي من کرد
    روي اين چوبها قدم بزن
    شايد قطره اي از خنده ي تو جاني به من بخشيد و رَستم... .